امام علی(ع) و نشانه های آینده
شاید بتوان گفت كه بیشترین مطالب مربوط به معارف امام زمانعلیه السلام كه از زبان حضرت علىعلیه السلام نقل شده است به تبیین اوضاع آخرالزمان و وقایعى كه در آن دوره پیش مىآید اختصاص دارد. آن حضرت ضمن تشریح آن پیشامدها چگونگى مقابله با آنها را نیز بیان مىنمایند.
این حوادث شامل مسایل فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى و تربیتى و طبیعى مىگردد. از آنجا كه كم و بیش خیلى از این ویژگىها در دوره ما حداقل در بعضى از عرصهها به چشم مىخورد، جهت آشنایى بیشتر و چاره اندیشى مناسبتر به مواردى از آنها اشاره مىشود. بدان امید كه موجب تنبه و بیدارىمان شده و از طریق آشنا شدن با این امور پیشاپیش تدابیرى را اتخاذ كنیم كه از عوارض منفى آنها خود و جامعهمان را در امان نگه داریم.
- یأتى على النّاس زمان لا یُقَرَّبُ فیه الّا الماحِلُ و لا یُظَرَّفُ فیه الّا الفاجِرُ، وَ لا یُضَعَّفُ فیهِ اِلّا الْمُنْصِفُ، یَعُدّونَ الصَّدَقَة فیه غُرْما، و صِلةَ الرَّحِمَ مَنّاً، و العبادَةَ اسْتِطالَةً على النّاسِ! فَعِنْدَ ذلِكَ یكونُ السُّلْطانُ بمشوَرَةِ الاِماءِ و امارة الصبیانِ و تدبیر الخِصیان.[1] [26]
روزى خواهد آمد كه در آن سخن چینها مقرّب خواهند شد و افراد بدكار، زیرك خوانده مىشوند، افراد با انصاف را ناتوان به حساب مىآورند، صدقه و انفاقِ در راه خدا را غرامت پندارند، و صله رحم و آمد و شد با خویشاوندان را با منّت انجام مىدهند، و بندگى و اطاعت خدا را وسیله فخر فروشى براى مردم قرار مىدهند. در چنین زمانى حكومت با مشورت زنان و امارت كودكان و تدبیر خواجه گان انجام مىگیرد.
- روى اصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنینعلیه السلام قال: سمعته یقول: یظهر فى آخرالزمان و اقتراب الساعة و هو شرّ الازمنة نسوة كاشفات عاریات متبرجات، من الدین خارجات، و الى الفتن مائلات، و الى الشهواتِ و اللّذّاتِ مسرعات، للمحرماتِ مستحِلّات، و فى جهنم خالدات.[2] [27]
اصبغ بن نباته مىگوید: شنیدم كه امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودند: در آخر الزمان كه بدترین زمان هاست، در موقعى كه روز قیامت نزدیك شود، زنانى ظاهر مىشوند بدون حجاب، در حالى كه زینتهاى آنها پیداست، در انظار عمومى رفت و آمد مىكنند، آنها از دین خارج مىگردند (به احكام دینى پایبند نمىباشند) و به امور فتنهانگیز وارد مىشوند و به سوى شهوات و لذتجویىها روى مىآورند، حرامهاى خدا را حلال مىشمارند. این گونه از زنان در جهنم خواهند ماند.
- و فقهاؤهم یفتون بما یشتهونَ، و قُضاتُهُم یقولونَ مالا یَعْلمونَ و اكثُرهمْ بالزورِ یشهدونَ! من كان عنده دراهم كان موقّراً مرفُوعاً و من یعلمون انه مقلّ فهو عندهُم موضُوع[3] [28]
فقیهان آخرالزمان طبق آنچه كه دلشان بخواهد، فتوا مىدهند، و قاضىهایشان به چیزى كه نمىدانند حكم مىكنند و بیشتر آنها به دروغ شهادت مىدهند. كسى كه پول دارد در نزد آنها عزیز و محترم است، ولى شخصى كه بىپول باشد در پیش آنها زبون و حقیر است.
- عن النزال بن سبرة قال خطبنا علىّبن ابیطالبعلیه السلام فحمد اللّه و اثنى علیه، ثم قال: سلونى ایها الناس قبل ان تفقدونى ثلاثاً فقام الیه صعصعة بن صوحان، فقال: یا امیرالمؤمنین! متى یخرج الدجّال؟...فقالعلیه السلام احفظ! فان علامة ذلك اذا امات الناس الصلاة، واضاعوا الامانة و استحلّوا الكذب، و اكلوا الربا، و اخذوا الرّشا، و شیّدوا البنیان و باعوا الدین بالدنیا و استعملوا السفهاء و شاوروا النساء، و قطعوا الارحام، و اتّبعوا الاهواء و استخفّوا بالدماء و كان الحلم ضعفاً، و الظلم فخراً...[4] [29]
نزالبن سمره مىگوید: علىبن ابی طالبعلیه السلام براى ما خطبه اى خواند و خداوند را حمد گفته و ستایش كرد، سپس فرمود: قبل از آن كه من از میان شما بروم، از من سؤال كنید (این جمله را سه مرتبه تكرار كرد). در این موقع صعصعة بن صوحان از جاى خود بلند شد و گفت: یا امیرالمؤمنین! دجال در چه زمانى خروج مىكند؟
...حضرت فرمود: آنچه را مىگویم به خاطر بسپار! دجال وقتى ظهور خواهد كرد كه مردم نماز را ترك كنند و امانت را ضایع سازند و دروغ گفتن را مباح شمارند و رباخوارى كنند و رشوه بگیرند و ساختمانها را محكم سازند و دین را به دنیا بفروشند و سفیهان را به كار بگمارند و با زنان مشورت نمایند (در آن مواردى كه خارج از عهده آن هاست) و صله ارحام را قطع كنند و از هوى و هوسها پیروى كنند و خون یكدیگر را ناچیز بشمارند. حلم و بردبارى را نشانه و علامت ضعف و ناتوانى بدانند و ستم را افتخار به حساب آورند...
- عن علىعلیه السلام قال: یأتى على الناسِ زمان همّتُهم بطونهم، و شرفُهُم متاعهم و قبلتهم نساؤهم و دینهم دراهمهم و دنانیرهم، اولئك شرار الخلق، لا خلاق لهم عنداللّه. [5][30]
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودند: براى مردم زمانى خواهد آمد كه در آن زمان همّت و هدف آنها شكمشان خواهد بود. شرف و اعتبارشان به كالا و اموالشان بستگى دارد. قبله آنها زنانشان و دینشان درهم و دینارشان (پولشان) است. آنها بدترین مردمند كه در نزد خداوند بهره و سهمى براى آنها نیست.
- عن علىعلیه السلام قال: یاتى على الناس زمان لا یتبع فیه العالم و لا یستحیى فیه من الحلیم و لا یوقّر فیه الكبیر و لا یُرحَمُ فیه الصغیر یقتل بعضهم بعضاً... [6][31]
على بن ابی طالبعلیه السلام فرمودند: براى مردم زمانى مىآید كه در آن زمان از عالم پیروى نمىشود و از افراد صبور و با حلم حیا نمىكنند (عالم واقعي هر اندازه در مقابل بدى مردم حلم نشان مىدهد، آنها حیا نمىكنند) در آن دوره بزرگ را گرامى نمىدارند و به كوچك رحم نمىكنند. بعضى از مردم بعض دیگر را به قتل مىرسانند... (مردم همدیگر را بدون دلیل مىكشند).
- عن عاصم بن ضمرة عن علىعلیه السلام انه قال: لتملانّ الارض ظلما و جوراً حتى لا یَقُولَ اَحَد اللّه الاّ مستخفیاً، ثم یاتى اللّه بقومٍ صالحین یملَؤُونها قِسطاً و عدلاً كما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً.[7] [32]
عاصم بن ضمره از حضرت علىعلیه السلام روایت كرده است كه آن حضرت فرمودند: [در آخر الزمان] زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد به گونهاى كه حتى یك نفر لفظ اللّه را بر زبان جارى نخواهد كرد مگر در نهان، بعد از این دوره است كه خداوند مردم صالحى را خواهد آورد كه زمین را پر از عدل و داد كنند همان گونه كه پیش از آن پر از ظلم و ستم شده است.
- ان بین یدى القائمعلیه السلام سنین خدّاعة یُكَذَّبُ فیها الصادق و یصدّق فیها الكاذِبُ و یُقَرّبُ فیها الماحِلُ و ینطق فیها الرُّویَبْضَةُ قلت و ما الرُّویَبْضَةُ و ما الماحِلُ؟ قال: او ما تقرؤون القرآن قوله و هو شدیدُ المِحال قال: یُریدُ المكر، فقلتُ و ما الماحِلُ؟ قال: یرید المكّارَ.[8] [33]
حضرت علىعلیه السلام مىفرمایند: قبل از قیام قائم سالهاى پر خدعه و نیرنگى در پیش است، در این سالها راستگویان دروغگو شمرده مىشوند. در عوض دروغگویان راستگو شناخته مىشوند، در این سال ماحل تقرب پیدا مىكند و رویبضة در سخن گفتن پیشقدم مىگردد.
راوى مىگوید: عرض كردم ماحل و رویبضه به چه كسانى گفته مىشود؟ حضرت فرمودند: مگر در قرآن نخواندهاى كه خداوند مىفرماید: و هو شدید المحال؟ قالعلیه السلام : یرید المكر فرمودند: منظور از ماحل آدم مكارى است كه به وسیله مكر زیاد مردم را به خود متوجه مىكند.
تذكر: در این روایت رویبضة معنى نشده است در جاى دیگر به مناسبتى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مىفرمایند:
رویبضة الرجلُ التّافِهُ ینطقُ فى امر العامّةِ
یعنى مرد حقیر و بى شخصیتى كه علی رغم عدم شایستگى، در امور عامّه مردم دخالت مىكند و به جاى آنها اظهار نظر مىنماید.[1][26] نهجالبلاغه فیض الاسلام، حكمت 98ص 1132
[2][27] منتخبالاثر، ص 426ح 4ط مكتبة الصدر.
[3][28] بشارةالاسلام، ص 80ط دار الكتب الاسلامى؛ الزام الناصب، ص 185ط مؤسسه مطبوعاتى حق بین، با كمى اختلاف، به نقل از روزگار رهایى.
[4][29] بحارالانوار، ج 52ص 192و 193
[7][32] بحارالانوار، ج 51ص 117 منتخب الاثر، ص 484
[8][33] غیبت نعمانى، ص 278
منبع:حسین شورگشتی- بهترین وب
صدف کعبه لب گشود و اسوه یگانه ، دردانه جاودانه و حقیقت ولایت را به جهان هستی تقدیم کرد .