تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی(ع) - قسمت پنجم
تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)
( قسمت پنجم )
فائزه عظیم زاده اردبیلی

مشورت، فواید زیادی برای مدیر دارد که از آن جمله به موارد ذیل می توان اشاره نمود: (95)
1- باعث رشد استعداد زیردستان می شود .
2- مشورت از خطاهای انسان می کاهد .
3- اگر نتیجه شکست باشد، ملامت کمتری برای مدیر به دنبال دارد .
4- بر اعتماد، دوستی و علاقه افراد به مدیر می افزاید .
د - قاطعیت: قاطعیت به معنی فیصله دادن به امور و حل مشکلات است . این امر با لجبازی و یک دندگی تفاوت دارد . برخی قاطعیت را پافشاری بیش از حد و عدم انعطاف پذیری و برخی دیگر آن را سختگیری می دانند . امیرالمؤمنین علیه السلام در این خصوص می فرماید:
العسر لؤم (96); «فشار و سختگیری پستی است .»
قاطعیت دارای دو نمود مهم است: یکی یافتن تصمیمی کارساز و کامل، دیگری ابراز تصمیم قاطع و به دور از شک و تردید .
یقینا تردید، دودلی، ترس، هوس های زودگذر و انتظار نزدیکان فرد، استهزا و حرف مردم همه از موانع قاطعیت هستند . امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره می فرماید:
- رو تحزم فاذا استوضحت فاجزم (97); «در کارها فکر کن، به محکم کاری دست خواهی یافت . پس هنگامی که امور برایت روشن شد، تصمیم بگیر .»
و نیز می فرماید: قدر ثم اقطع و فکر ثم انطق و تبین ثم اعمل;
«اندازه بگیر سپس قطع کن، فکر کن و سپس سخن بگو، واضح کن و سپس عمل کن .» (98)
علل ترس و واهمه مدیران در تصمیم گیری و قاطعیت معمولا عبارت است از:
1- مسؤولان مافوق:
کنترل
اقدامات اصلاحی
اهداف
برنامه ریزی سازمان دهی
هدایت و سرپرستی
نمودار و فرایند مدیریت کنترل برنامه ریزی
«نمودار شماره 4»
2- برکناری از ریاست
3- اخراج
4- بی آبرویی
5- افراد توانای موجود در مجموعه
6- قدرت های مافوق خارج از مجموعه
و یقینا انسانی که خدا ترس باشد از هیچ یک از این عوامل نمی ترسد و برای خدا کار می کند . ترس های بی مورد زاییده ایمان ضعیف است; الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (99);
«آگاه باشید اولیای خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند .»
کنترل
کنترل عبارت از توجه به نتایج کار و پیگیری آن برای مقایسه فعالیت های انجام شده و اعمال اصلاحات مقتضی بر مبنای اهداف تبیین شده است . کنترل دارای ارکانی است; مانند نظارت، ارزیابی و پیگیری .
1- نظارت و ارزیابی
نظارت و ارزیابی در برخی موارد آشکار و بیرونی است . با بکارگیری ماموران تجسس و پیگیری می توان امور را کنترل و ارزیابی نمود . گاهی با یک نظارت درونی می توان افراد را معتقد به وظایف خود نمود که با نفس لوامه خود امور خود را به بررسی و ارزیابی بکشند . ناظران بیرونی گاهی آشکارا و گاهی پنهانی کار خود را انجام می دهند .
طبق فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام خدمتگزاران توده مردم هستند و بر کنترل دائمی همه کسانی که به هر نحوی به کاری گماشته شده اند، سفارش مؤکد شده است . بویژه امام توصیه فرموده است که علاوه بر آن که مدیر خود باید ناظر اعمال آنان باشد، کار آن ها را کنترل و مواظبت کند تا با سوء استفاده از قدرتی که وی به آن ها داده است ،به رعیت ستم نکنند .گروهی را نیز بایستی برای بازرسی همیشگی آن ها بگمارد تا همواره او را در جریان شیوه عملکرد آن ها قرار دهند . امام در قسمتی از سخنان گهربار خود خصوصیات لازم را جهت انتخاب این بازرسان، برای مالک اشتر می فرماید: و ابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم;
«برآن ها بازرسان و کنترل کنندگانی بگمار که به تو وفادار و راستگو باشند» (100).
کلمه «عیون » به معنی بازرسان و چشم های ناظر بر اعمال می باشد . جهت یک ارزیابی و کنترل صحیح باید به موارد ذیل توجه کرد:
- تعیین نتایج مورد انتظار
- تعیین استاندارد مطلوب
- تعیین شاخص ها برای سنجش نتایج مورد انتظار
- تعیین نحوه و روش جمع آوری اطلاعات و آمار مورد نظر (طراحی شبکه اطلاعاتی)
- تعیین مقایسه اطلاعات جمع آوری شده و نتیجه گیری
2- پیگیری
رکن دوم کنترل، پیگیری امور ارزیابی شده، است . یقینا اگر پیگیری نباشد نقاط قوت و ضعف بررسی نمی گردد . پس از ارزیابی و رعایت شاخص های آن بایستی افراد شایسته مورد شناسایی و تشویق قرار بگیرند; زیرا عدم تشویق، میل و انگیزه کار را از نیروهای فعال و شایسته می گیرد . تشویق باعث تنبیه خاطیان است; همان طور که امام علی علیه السلام تشویق نکردن نیکوکاران را به منزله تشویق خطاکاران می شمارند و این امر را لازم می دانند .
عن علی علیه السلام: و لا یکونن المحسن و المسی عندک بمنزلة سواء فان فی ذلک ترهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل الاسائة علی الاسائة و الزم کلا منهم ما الزم نفسه; (101)
«هرگز نباید افراد نیکوکار و بدکار در نظرت مساوی باشند ; زیرا این کار سبب می شود که افراد نیکوکار در کارهایشان بی رغبت شوند و بدکاران در عمل بدشان تشویق گردند و هرکدام از این ها را مطابق کارش پاداش بده .
و در جای دیگر می فرمایند: ازجر المسی ء بثواب المحسن ; (102)
«خطا کار را به وسیله پاداش دادن به نیکوکار تنبیه کن .»
شایسته سالاری و صفات مدیران موفق
یکی از اصول اساسی در گزینش شایسته سالاری است . برخورداری از خصال و فضایل برجسته فردی به تنهایی محور گزینش نیست ؛ بلکه باید توان کاری هم در کنار آن باشد . تعهد و تخصص همراه با عشق و علاقه معیار اصلی گزینش است .
امام علی علیه السلام که تربیت یافته مکتب قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، به شایسته سالاری در نظام مدیریتی اعتقاد دارد: ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامرالله فیه ;
«ای مردم همانا سزاوارترین مردم به امر خلافت و رهبری امت تواناترین بر اداره آن و دانا به فرمان خداوند در فهم مسائل است .» (103) و نیز می فرماید: من احسن الکفایة استحق الولایة ;
«آن کس که از عهده امور بدرستی برآید، شایستگی ولایت و رهبری را دارد .» (104)
مدیر لایق و موفق کیست؟
1- وقار و هیبت مدیر:
انبیا و پیامبران الهی و همه امامان معصوم علیهم السلام بویژه امیرمؤمنان که اسوه یک مدیر موفق است، از هیبت و وقار خاصی برخوردار بوده اند; زیرا خداوند در قرآن می فرماید: لله العزة و لرسوله و للمؤمنین ;
«عزت و شوکت از آن خدا و رسولش و مؤمنان است .» (105)
بدیهی است انسان ها هیچ گاه بدون ملاک خاصی در برابر افراد به خضوع درنمی آیند . کلیه کمالات معنوی و روحی انسان ها آن ها را بر دیگران سلطه و تفوق می دهد . بدیهی است مدیریت الهی توام با هیبت، قدرت و وقار بوده و زیربنای آن تقوا و خلوص مدیر است . تا آدمی به زیور تقوا و ایمان راستین آراسته نباشد، به چنین وقار و هیبتی دست نمی یابد; بنابراین مدیری که مهر و محبتش بر دل های همگان سایه افکنده باشد، باید با تمام وجود در خدمت فرمان های الهی باشد; زیرا به میزان اجرای این فرمان ها هیبت او افزایش می یابد .
2- مشارکت:
یکی از ویژگی های مدیر موفق آمیختن قوانین خشک و غیر قابل انعطاف با مهر و عطوفت است . موفقیت در این کار نشانگر هنروری مدیر است . رعایت قانون، مسؤولیت مدیر و برخورد عاطفی او انسانیتش را تثبیت می کند . امیرالمؤمنین در نامه ای به فرماندارش - عثمان بن حنیف - به خاطر شرکت در میهمانی شامی که فقرا از آن مجلس رانده شده بودند، می فرماید: ا اقنع من نفسی بان یقال امیرالمؤمنین و لا اشارکهم فی مکاره الدهر؟ (106);
«آیا قناعت کنم به این که مردم مرا امیرالمؤمنین بگویند در حالی که در سختی های روزگار و تلخی های آنان با آنان شریک نباشم؟»
در خطبه ای دیگر نیز بیان فرموده اند که مدیران و حکام باید با جلوگیری از اسراف و تجمل پرستی، مشارکت و همدلی خود را با فقرا و نیازمندان سازمان تحت اداره خود اعلام کنند . (107)
3- تواضع:
انسان های متواضع هرچه درخت وجودشان پربارتر گردد، متواضع تر می شوند . مدیر اسلامی شخصیت خودساخته خویش را در کنار خصلت های انسانی پرورش داده و هرگز احساس ضعف و بی ثمری نمی کند . او برای مقام و منصب اصالت قائل نیست; بلکه اصل اساسی را رضایت الهی می داند . خداوند در تبیین این صفت مدیریتی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین . (108);
«ای پیامبر! در مسند مدیریت و رهبری بالت را برای مؤمنان و پیروانت فرود آور .»
امیر مؤمنان نیز در خصوص رعایت این اصل اخلاقی که ضامن اجرای ضوابط در مسند مدیریت است، می فرماید:
- التواضع زینة الحسب (109); «زینت بزرگواری، تواضع و فروتنی است .»
- علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة (110);
«بر تو باد فروتنی! پس همانا فروتنی از بزرگ ترین عبادت هاست .»
. . . - و مشیهم التواضع (111); «راه رفتنشان فروتنانه است .»
4- وفای به عهد:
وفای به عهد از اوصاف فطری انسان ها و پیمان شکنی از ویژگی های بارز منافقان است .
مولی الموحدین علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر وفای به عهد را از مهم ترین فرایض خدایی می داند .
و ان عقدت بینک و بین عدولک عقدة او البسة منک ذمة فحط عهدک بالوفاء و ارع ذمتک بالامانة و اجعل نفسک جنة دون ما اعطیت فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتت ارائهم من تعظیم الوفاء بالعهود; «اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفا دار باش و بر آنچه به عهده گرفتی امانت دار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان! زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست . همه مردم جهان با تمام اختلاف آرائی که دارند، حتی در زمان جاهلیت به عهد خود وفادار بودند .» (112)
شایستگی، مهربانی، کاردانی و رحمت از جمله اوصاف این مدیر لایق جهان تشیع است که رمز موفقیت ایشان در فتوحات اسلامی بخصوص فتح کشور یمن، بدون جنگ و خونریزی به شمار می آید .(113)
ادامه دارد ...
صدف کعبه لب گشود و اسوه یگانه ، دردانه جاودانه و حقیقت ولایت را به جهان هستی تقدیم کرد .